تبلیغات

دانلود رمان تخته سیاه

دانلود رمان تخته سیاه

دانلود رمان تخته سیاه

دانلود رمان تخته سیاه

خلاصه رمان:

یاسمین به خاطر دلیلی که نمیدونه از طرف مادرش طرد شده. محدثه که دوست یاسمین میشه طی یک شب با چند مرد درگیر میشه که باعث آشنا شدن آن دو دختر با سرنوشت ساز های داستان میشه.

پیشنهاد می شود

دانلود رمان انتقامی از جنس عشق

قسمتی از رمان :

وقتی چشمامو باز کردم هوا تاریک بود ، گلوم به شدت میسوخت و خس خس میکرد… راه نفسم انگاری بسته بود…داشتم گیج و منگ به اطراف نگاه میکردم که یادم به دعوای ظهر که با محدثه داشتم افتاد. دوست کله خرم که اخر با این عشقی بودنش به باد میده ، از تخت پایین اومدم آروم آروم به سمت چارچوب در حال حرکت بودم. در با صدای قیژی باز شد…

تازه متوجه بارونی که می اومد شدم.دلم مثل سیر و سرکه میجوشید . محدثه ظهر بهم گفته بود به مهمونی میره منم که صبح با دیدن اون فکرم کلا بهم ریخته بود … بعنت بهت هومن. لعنت.

هیچ وقت ادم نفرین نبودم . هر چقدر هم میرنجیدم نمیتونستم طرفمو نفرین کنم . یادم به حرف مامان بهارم افتاد که همیشه میگفت: دخترم نفرین شگون داره… عیبه …آسمون بیاد زمین یا زمین بره آسمون نباید زبونت به نفرین باز شه مادرم… نفرین موشکه دخترکم میره راست راست میخوره هدفت ، اما بازتاب داره…بازتابی بد…خیلی بد…)

نفسمو با صدا روی شیشه خیس از بارون پخش میکنم…

دلم گرفته از اون شهر ، از اون آدمای گوشه به گوشه ی اون شهر نحس که جز نحسی واسه من هیچی نداشت . هیچی جز غم و درد … اه…

من حماقت کردم… دوست داشتن بعضیا حماقته…از اون حماقت هایی که بهش میگن حماقت محض…

پیشنهاد می شود

رمان قاصدک بهار | کار گروهی کاربران انجمن یک رمان

ارس ناز

توضیح تصویر

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار